خاکم نکنيد بزاريد اونم برسه بزاريد اونم ببينم وقتي به حرفم ميرسه
خاکم نکنيد هنوزم عشقم رو نديدم اينهمه اماده شدم يه کفن دورم کشيدم
تابوته منو بزاريد اونم بگيره حس کنم عاشقمه وقتي که گريه اش ميگيره
اشکاي اونو کي به جاي من کنه پاک خداحافظ عشقم که منو بردن زير خاک
خاکم بزاريد اونم ببينه پيکر آشفته ي من بيرمق روي زمينه
خاکم نکنيد بگيد حالا که مردم تو اين جشن خشک و خالي اونو به خدا سپردم
بعد از رفتنه من دو سه روز تنهاش نزاريد روي سنگ قبرم آيينه و شمعدون بزاريد
ميبيني عشق ما دوتا
عاشق تو مرد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 22:14  توسط محمد
|

چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم
بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شدو رفت عاشق مردم شدو رفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 23:37  توسط محمد
|
نمی خواستم عشقمو ازت بگیرم
نمی خواستم تو بمیری تا بمیرم
نمی خواستم نمی خواستم
میدونستم تو بری تنها میمیرم
تنها میمیرم
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 23:33  توسط محمد
|
مینویسم "د ی د ا ر"
تو اگر بی منو دلتنگ منی
یک به یک فاصله ها را بردار
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 23:57  توسط محمد
|
بگذارید و بگذرید،ببینید و دل نبندید، چشم بیندازید و دل نبازید، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت..
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 22:49  توسط محمد
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 17:37  توسط محمد
|

من ميگم منو شکستن چشم فانوسمو بستن تو ميگي خدا بزرگه ماهو ميده به شب من
من ميگم آخه دلم بود اونکه افتاده به خاکه تو ميگي سرت سلامت آينه ها زلال و پاکه
اينه که فاصله هارو نميشه با گريه پر کرد يکيمون بهار سرخوش يکيمون پاييز پردرد
من ميگم فاصله مرگه بين دستاي تو تا من تو ميگي زندگي اينه حاصل عشق تو با من
من ميگم حالا بسوزم يا که با غصه بسازم تو ميگي فرقي نداره من ه چيزي نميبازم
من ميگم اينجارو باختي عمري که رفته نمياد تو ميگي قصه همين بود تو يه برگي تو اين باد
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 18:51  توسط محمد
|
مثل آسمون که تنها اميدش چندتا ستارست
ديدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارست
سر انگشت تو يعني قصه ي خوب نوازش
در نگاه عاشق تو غزل آبي خواهش
جاده هاي مهربوني مي گذره از تو نگاهـــــــت
داشتن شب هاي تارم با خيال روي ماهـــــــت
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 21:57  توسط محمد
|
تنهاترين من تنها نذار منو
تنها سفر نکن،سفر نکن
اين دل شکسته ي از ياد رفته رو ديوونه تر نکن
+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 20:47  توسط محمد
|
آي خدا دلگيرم ازت
آي زندگي سيرم ازت
آي زندگي ميميرم و
عمرم و مي گيرم ازت
اين غصه هاي لعنتي
از خنده دورم مي کنن
اين نفس هاي بي هدف
زنده به گورم مي کنن
چه لحظه هاي خوبي
ثانيه هاي آخره
فرشته مردن من
منو از اين جا مي بره
آي خدا دلگيرم ازت
آي زندگي سيرم ازت
آي زندگي ميميرم و
عمرم و مي گيرم ازت
چه اعتراف تلخيه
انگار رسيدم ته خط
وقت خلاصي از هوس
آي دنيا بيزارم ازت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:8  توسط محمد
|